رفتن به مطلب
انکی دروید | AnkiDroid

2 فایل

  1. اطلاعات بیشتر در مورد "فلش کارت جامع واژگان و گرامر زبان ژاپنی"

    ‎ریال ۲٬۴۰۰٬۰۰۰

    فلش کارت جامع واژگان و گرامر زبان ژاپنی

    این پکیج یک مجموعه جامع، سطح‌بندی‌شده و کاملاً عملی برای یادگیری زبان ژاپنی از صفر تا سطح پیشرفته (N1) است. محتوای آن به‌گونه‌ای طراحی شده که زبان‌آموز بتواند همزمان با لغات، کانجی، اصطلاحات روزمره، عبارات رسمی و غیررسمی، و همچنین ساختارهای دستوری موردنیاز برای آزمون JLPT و مکالمات واقعی را به‌صورت گام‌به‌گام فرا بگیرد.
     منابع اصلی استخراج محتوا
    محتوای این پکیج بر اساس معتبرترین و پرکاربردترین منابع آموزشی زبان ژاپنی گردآوری شده است:
    مجموعه کتاب‌های Genki I & IIپایه‌ی لغات و گرامر سطوح مبتدی تا متوسط مجموعه Minna no Nihongoتکمیل لغات و عبارات روزمره و رسمی مجموعه Tobira: Gateway to Advanced Japaneseلغات و ساختارهای سطح متوسط به بالا راهنمای جامع گرامر Tae Kimتوضیحات ساده و روان گرامر پایه کانجی‌های JLPT (N5 تا N1)بر اساس لیست رسمی کانجی‌های آزمون JLPT دیکشنری Jisho.orgمعانی دقیق، خوانش‌ها و مثال‌های کاربردی مجموعه Shin Kanzen Master (N4 تا N1)ساختارهای پیشرفته و گرامر آزمون JLPT دیکشنری‌های موضوعی و اصطلاحات روزمرهشامل اصطلاحات عامیانه، رسمی، محیط کار، پزشکی، سیاسی و ... فرهنگ لغت Japanese–English (Kenkyusha)  
    این پکیج شامل ۴۸ دسته (دک) مستقل است که  به تفکیک موضوعی و سطح‌بندی ارائه شده‌اند
    لغات پایه و روزمره
    احوالپرسی، ضمایر، خانواده، اماکن عمومی
    افعال اصلی، صفات پایه، زمان‌ها
    رنگ‌ها، اعضای بدن، پرسشواژه‌ها، جهت‌ها، اشیاء
    قیدها، افعال بیشتر، صفات بیشتر، لباس و غذا
    اعداد، روزهای هفته، ماه‌ها، زمان‌ها
    شمارشگرها، اصطلاحات مکالمه‌ای، عبارات رایج، مسافرت
     کانجی‌های پایه
     لغات تخصصی و تکمیلی
    افعال پرکاربرد روزمره (تکمیلی)
    قیدها و حروف ربط (تکمیلی)
    لغات بیمارستان، سلامتی و بدن
    لغات آب‌وهوا، طبیعت و فصل‌ها
    لغات مدرسه، دانشگاه، تحصیلات و مشاغل
    لغات کامپیوتر، اینترنت و تکنولوژی
    اصطلاحات خطاب، ضمایر و عناوین احترام‌آمیز
    غذاها و خوراکی‌های خاص ژاپنی
    اصطلاحات روزمره و ضرب‌المثل‌های پرکاربرد
    افعال با کانجی سطوح مقدماتی - متوسط - پیشرفته
     واژگان پیشرفته و تخصصی
    لغات ورزش، سرگرمی و تفریحات
    اصطلاحات عشق، دوستی و روابط اجتماعی
    عبارات بازرگانی و محیط کار
    لغات هنر، موسیقی و سینما
    اصطلاحات احساسات و حالات روحی (تکمیلی)
    لغات هتل، رستوران و گردشگری (تکمیلی)
    اصطلاحات سیاسی و اقتصادی پایه
    لغات محیط‌زیست و طبیعت (تکمیلی)
    عبارات مذهبی و سنتی ژاپنی
    اصطلاحات عامیانه و اسلنگ
    لغات حقوق و قانون
    فرهنگ، آداب و رسوم و سنت‌های ژاپنی
    مهارت‌های زندگی روزمره، خانه و خانواده
    تعداد فلش کارت:2135
    زبان: ژاپنی - فارسی
    فنوتیک دارد
     
     

       (0 نقد)

    0 دیدگاه

    بروزرسانی

  2. اطلاعات بیشتر در مورد "فلش کارت زبان ژاپنی"

    ‎ریال ۲۵۰٬۰۰۰

    فلش کارت زبان ژاپنی

    شما میتوانید آموزش های صفر تا صد آنکی را بصورت رایگان از کانال رسمی وب پای استاد رستمی مشاهده کنید
    https://youtube.com/playlist?list=PLoMyigxsQZhGSOYTpwNA4DmcIG1fedeCD&si=jWnqjj9BeUMlEw4t
     
    سلام و درود خدمت کاربران گرامی سایت انکی دروید 
    این مجموعه شامل 365 فلش کارت به زبان ژاپنی می باشد که بخاطر روان شدن تلفظ و کمک به علاقمندان زبان ژاپنی انگلیسی تلفظ آن نیز تایپ شده است و دارای ترجمه فارسی است 
    در آینده نزدیک این مجموعه آپدیت و فلش کارت آن بیشتر خواهد شد.

       (0 نقد)

    0 دیدگاه

    بروزرسانی

  • بهترین فروشندگان

  • نوشته‌های وبلاگ

    • 0 دیدگاه
      اگر خودشناسی را یک سفر بدانیم، «دیدن» اولین مهارت این مسیر است. دیدنِ بی‌واسطه، بی‌قضاوت و بی‌فیلتر. اما واقعیت این است که بیشتر ما به جای دیدن، تفسیر می‌کنیم؛ به جای مشاهده، قضاوت می‌کنیم؛ و به جای شنیدن احساسات خود، آن‌ها را اصلاح یا سرکوب می‌کنیم.
      ما تصور می‌کنیم افکارمان حقیقت هستند. وقتی ذهن می‌گوید «من به اندازه کافی خوب نیستم» یا «اگر اشتباه کنم همه چیز از دست می‌رود»، معمولاً این جملات را بدون بررسی می‌پذیریم. در حالی که ذهن انسان بیشتر شبیه یک تولیدکننده روایت است تا یک منبع حقیقت مطلق.
       
      تفاوت بین «فکر» و «واقعیت»
      یکی از بنیادی‌ترین مهارت‌های خودشناسی این است که یاد بگیریم بین فکر و واقعیت فاصله بگذاریم.
      فکر: تفسیری است که ذهن ما از یک رویداد ارائه می‌دهد.
      واقعیت: آن چیزی است که بدون تفسیر اتفاق افتاده است.
      برای مثال، اگر در جلسه‌ای ایده‌ای ارائه می‌دهیم و کسی واکنش خاصی نشان نمی‌دهد، واقعیت این است: «پاسخی دریافت نشد.»
      اما ذهن ممکن است بگوید: «ایده‌ام ضعیف بود» یا «من به اندازه کافی باهوش نیستم.»
      این فاصله کوچک میان واقعیت و تفسیر، جایی است که بخش بزرگی از هویت ما شکل می‌گیرد.
       
      مشاهده بدون قضاوت
      خودشناسی نیازمند نوعی آگاهی است که در روان‌شناسی مدرن به آن «آگاهی ذهن‌آگاهانه» (Mindfulness) می‌گویند. یعنی توانایی مشاهده افکار و احساسات بدون اینکه فوراً آن‌ها را خوب یا بد بدانیم.
      برای تمرین این مهارت، کافی است روزی چند دقیقه با خود بنشینیم و فقط توجه کنیم:
      الان چه احساسی دارم؟
      این احساس در کدام بخش بدنم حضور دارد؟
      چه فکری هم‌زمان در ذهنم در حال تکرار است؟
      هدف این نیست که احساس را تغییر دهیم، بلکه فقط می‌خواهیم آن را ببینیم.
      در ابتدا ممکن است این کار ساده به نظر برسد، اما در عمل دشوار است. زیرا ذهن ما عادت دارد فوراً وارد تحلیل شود. اما با تمرین، فاصله‌ای ظریف بین «من» و «افکارم» ایجاد می‌شود.
      و این فاصله، آغاز آزادی است.
       
      زبان احساسات را یاد بگیریم
      بسیاری از ما دایره واژگان احساسی محدودی داریم. اغلب فقط می‌گوییم «حالم خوب نیست» یا «عصبانی‌ام». در حالی که پشت این واژه‌های کلی، طیف گسترده‌ای از تجربه‌های دقیق وجود دارد: ناامیدی، حسادت، خستگی عاطفی، ترس از طرد شدن، احساس بی‌کفایتی، یا حتی نیاز به دیده شدن.
      هرچه دقیق‌تر بتوانیم احساسات خود را نام‌گذاری کنیم، شناخت ما از خود عمیق‌تر می‌شود. نام‌گذاری احساس، آن را قابل فهم‌تر و قابل مدیریت‌تر می‌کند.
      چرا از دیدن احساسات خود می‌ترسیم؟
      گاهی دلیل ناآگاهی ما از درونمان، ترس است. ترس از اینکه اگر واقعاً به خود نگاه کنیم، با چه چیزی روبه‌رو خواهیم شد. شاید با خشم‌های سرکوب‌شده، با نیازهای نادیده‌گرفته‌شده یا با آرزوهایی که سال‌ها خاموش مانده‌اند.
      اما احساسات دیده‌نشده، از بین نمی‌روند. آن‌ها در رفتارهای ناگهانی، در فرسودگی‌های مزمن یا در روابط تکرارشونده ظاهر می‌شوند.
      شناخت احساسات، به معنای تسلیم شدن به آن‌ها نیست؛ بلکه به معنای پذیرفتن مسئولیت تجربه درونی خود است.
       
      تمرین عملی برای من
      به عنوان یک مهندس نرم‌افزار، تو به تحلیل سیستم‌ها عادت داری. ذهن و احساساتت هم یک سیستم هستند.
      برای یک هفته، هر شب این سه سؤال را بنویس:
      امروز چه احساسی بیشتر از همه تکرار شد؟
      این احساس در چه موقعیتی فعال شد؟
      پشت این احساس چه نیازی ممکن است پنهان باشد؟
      بعد از چند روز، الگوها آشکار می‌شوند. و این الگوها، آینه‌هایی هستند که خود واقعی‌ات را نشان می‌دهند.
      خودشناسی با دیدن آغاز می‌شود.
      و دیدن، نیازمند شجاعت است.
    • 0 دیدگاه
      ذهن انسان یک قصه‌گوی قهار است. ما جهان را نه آن‌گونه که هست، بلکه آن‌گونه که روایت می‌کنیم، می‌بینیم. اما خطرناک‌ترین داستان‌هایی که در طول زندگی می‌شنویم، آن‌هایی هستند که درباره «خودمان» می‌سازیم.
      بسیاری از ما، هویت خود را بر پایه روایت‌هایی بنا کرده‌ایم که سال‌ها پیش توسط دیگران (والدین، معلمان، جامعه) یا در اثر تجربه‌های تلخ گذشته نوشته شده‌اند. داستان‌هایی مانند:
      «من همیشه در روابط شکست می‌خورم.»
      «من آدم فنی خوبی هستم اما هوش اجتماعی ندارم.»
      «من لایق موفقیت‌های بزرگ نیستم.»
      «من باید همیشه قوی باشم تا دوستم داشته باشند.»
       
      قدرت مخربِ «برچسب‌ها»
      داستان‌های ذهنی ما، همان کدهای پایه هستند. اگر داستانی که درباره خودت داری این باشد که «من ذاتا آدم مضطربی هستم»، ذهن تو به صورت خودکار تمام شواهد را برای اثبات این جمله جمع‌آوری می‌کند و هر لحظه آرامش را نادیده می‌گیرد.
      ما به این داستان‌ها هویت می‌دهیم و سپس برای محافظت از این هویت، ناخودآگاه طوری رفتار می‌کنیم که آن داستان تکرار شود. این همان چیزی است که روان‌شناسان به آن «پیش‌داوری تاییدکننده» می‌گویند.
      چگونه داستان خود را بازخوانی کنیم؟
       
      برای خودشناسی عمیق، باید یاد بگیریم که «راوی» باشیم، نه فقط «شنونده» داستان‌های ذهنمان. باید از خود بپرسیم:
      این داستان از کجا آمده است؟ (آیا این فکر واقعاً متعلق به من است یا صدای معلمی در دوران دبستان یا سرزنش پدری در نوجوانی؟)
      شواهد نقض این داستان چیست؟ (چه زمان‌هایی من برخلاف این داستان عمل کرده‌ام؟)
      این داستان چه سودی برای من دارد؟ (گاهی داستان‌های منفی به ما کمک می‌کنند تا در «منطقه امن» خود بمانیم و از ریسک کردن فرار کنیم.)
       
      از «قربانی» به «خالق»
      شی کاذب نیست. به معنای جایگزینی یک روایت محدودکننده با یک روایت توانمندکننده است. به جای «من در روابط شکست می‌خورم»، می‌توان گفت: «من در حال یادگیری نحوه انتخاب آدم‌های مناسب و برقراری ارتباط موثر هستم.»
      تفاوت این دو جمله در «ایستا» یا «پویا» بودن آن‌هاست. داستان‌های ایستا ما را در گذشته حبس می‌کنند، اما داستان‌های پویا به ما اجازه رشد می‌دهند.
    • 0 دیدگاه
      یکی از عمیق‌ترین و در عین حال چالش‌برانگیزترین مراحل خودشناسی، روبه‌رو شدن با «سایه» است.
      کارل یونگ معتقد بود هر انسانی بخشی از ویژگی‌های خود را که با تصویر ایده‌آلش سازگار نیست، به ناخودآگاه می‌راند. این بخش‌ها می‌توانند شامل خشم، حسادت، خودخواهی، ترس، نیاز شدید به تأیید یا حتی میل به کنترل باشند.
      ما معمولاً این ویژگی‌ها را در خود نمی‌بینیم — اما آن‌ها را به‌وضوح در دیگران می‌بینیم.
      آنچه در دیگران آزارمان می‌دهد
      یکی از ساده‌ترین راه‌های کشف سایه، توجه به این سؤال است:
      «چه چیزی در دیگران بیش از حد مرا آزار می‌دهد؟»
       
      اگر بی‌نظمی دیگران تو را بیش از حد خشمگین می‌کند، شاید در درونت بخشی وجود دارد که از بی‌نظمی خودت می‌ترسد.
      اگر خودنمایی دیگران ناراحتت می‌کند، شاید بخشی از تو نیاز دارد دیده شود اما اجازه بروز نیافته است.
      سایه همیشه منفی نیست. گاهی استعدادها و جسارت‌های سرکوب‌شده ما نیز در سایه قرار می‌گیرند.
      چرا سایه را پنهان می‌کنیم؟
      زیرا ما می‌خواهیم دوست‌داشتنی باشیم.
       
      از کودکی یاد گرفته‌ایم برخی ویژگی‌ها پذیرفته می‌شوند و برخی نه. بنابراین برای بقا و پذیرش، بخش‌هایی از خود را کنار گذاشته‌ایم.
      اما هزینه این کار چیست؟
      انرژی روانی زیادی صرف سرکوب می‌شود. و آنچه سرکوب می‌شود، اغلب به شکل غیرمستقیم بازمی‌گردد.
      برای مثال:
      کسی که خشمش را انکار می‌کند، ممکن است منفعل-تهاجمی شود.
      کسی که نیازش به توجه را نمی‌پذیرد، ممکن است در سکوت احساس نادیده‌گرفته‌شدن کند.
       
      پذیرش سایه = بلوغ روانی
      مواجهه با سایه به معنای تأیید رفتارهای آسیب‌زا نیست. بلکه به معنای این است که بپذیریم ما موجوداتی پیچیده‌ایم.
      وقتی بپذیریم که درون ما هم نور هست و هم تاریکی، از دو قطبی «من خوبم / من بدم» عبور می‌کنیم. و این عبور، نشانه بلوغ روانی است.
      تمرین مواجهه با سایه
      یک لیست تهیه کن از ویژگی‌هایی که در دیگران بیشترین مقاومت را در تو ایجاد می‌کنند.
       
      سپس کنار هر کدام بنویس:
      آیا این ویژگی در من هم وجود دارد؟ در چه شرایطی؟
      اگر این ویژگی بخشی از من باشد، چه نیازی پشت آن پنهان است؟
      این تمرین ساده نیست. اما بسیار روشنگر است.
       
      دوست داشتن خود، شامل سایه هم می‌شود
      بسیاری تصور می‌کنند دوست داشتن خود یعنی تمرکز بر نقاط قوت. اما حقیقت این است که خوددوستی واقعی زمانی شکل می‌گیرد که بتوانیم حتی بخش‌های آسیب‌پذیر و ناقص خود را نیز ببینیم و طرد نکنیم.
      وقتی با سایه آشتی می‌کنیم، انرژی‌ای که صرف پنهان‌کاری می‌شد آزاد می‌شود. و این انرژی می‌تواند صرف رشد، خلاقیت و زندگی اصیل شود.
      خودشناسی یک سفر خطی نیست. گاهی با دیدن یک ویژگی ناخوشایند، احساس ناامیدی می‌کنیم. اما هر بار که با صداقت به درون نگاه می‌کنیم، یک قدم به خود واقعی‌مان نزدیک‌تر می‌شویم.
      و شاید مهم‌ترین حقیقت این باشد:
      انسانی که جرأت دیدن تاریکی خود را دارد، بیش از هر کس دیگری توانایی درخشش دارد.
       
  • آمارهای کاربران

    16,036
    کل کاربران
    3,353
    بیشترین افراد آنلاین
    Hamed H
    جدیدترین کاربر
    Hamed H
    تاریخ عضویت
  • آمارهای بخش دریافت

    720
    فایل‌ها
    870
    دیدگاه
    20
    نقد
×
×
  • اضافه کردن...